<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>رهبری آموزشی کاربردی</title>
    <link>https://ael.uma.ac.ir/</link>
    <description>رهبری آموزشی کاربردی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی نقش تصویر سازمانی در شکل‌گیری هویت، رضایت و وفاداری دانشجویان</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4499.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف این پژوهش بررسی تصویر سازمانی دانشگاه کردستان از دیدگاه دانشجویان و تعیین میزان همبستگی آن با متغیرهای هویت، رضایت و وفاداری دانشجویان بود.روش‌شناسی پژوهش: پژوهش کمی با رویکرد توصیفی-همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۲ هزار دانشجو بود که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، ۶۲۸ دانشجو انتخاب شدند. داده‌ها با چهار پرسش‌نامه معتبر (تصویر دانشگاه، هویت، رضایت و وفاداری) جمع‌آوری و روایی و پایایی آن‌ها با تحلیل عاملی تأییدی تأیید شد.یافته‌ها: تحلیل‌ها نشان داد متغیرهای زمینه‌ای مانند جنسیت و محل تحصیل تأثیری بر نتایج نداشتند که احتمالاً ناشی از فرهنگ سازمانی یکنواخت و سیاست‌های مدیریتی کلی‌نگر است. تفاوت‌های رضایت و وفاداری بین دانشکده‌ها به تفاوت معیارهای آموزشی، فرهنگ دانشکده و ارتباط دانشجویان با اساتید مرتبط بود. مدل معادلات ساختاری نشان داد تصویر دانشگاه تأثیر مستقیم و معناداری (767/0) بر رضایت، هویت و وفاداری دانشجویان دارد. رابطه مستقیم بین رضایت و وفاداری معنادار نبود. نقش غیرمستقیم رضایت در ارتباط تصویر دانشگاه با وفاداری تأیید شد، اما نقش غیرمستقیم رضایت در ارتباط تصویر و هویت و همچنین نقش غیرمستقیم هویت در ارتباط رضایت و وفاداری تأیید نگردید.بحث و نتیجه‌گیری: دانشگاه‌هایی که تصویر سازمانی خود را مؤثر مدیریت کنند و به وعده‌های خود عمل نمایند، می‌توانند رضایت و وفاداری بلندمدت دانشجویان را تضمین کنند. ارزیابی و مدیریت مستمر تصویر سازمانی، هویت و وفاداری ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی شایستگی‌های مورد نیاز برای بالندگی رهبری در دانش‌آموزان مقطع متوسطه: یک پژوهش کیفی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4503.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: &amp;amp;nbsp;پرورش رهبران شایسته در نظام‌های آموزشی، به‌ویژه در دوره نوجوانی که فرایندهای شناختی، اجتماعی و عاطفی در حال شکل‌گیری‌اند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. شایستگی‌های رهبری نه‌تنها به موفقیت فردی دانش‌آموزان کمک می‌کنند، بلکه توانایی آنان را در همکاری، ارتباط مؤثر و اثرگذاری مثبت بر هم‌سالان افزایش می‌دهند. با وجود اهمیت این موضوع، برنامه‌های آموزشی موجود غالباً فاقد چارچوب‌های منسجم برای پرورش این شایستگی‌ها در دانش‌آموزان متوسطه هستند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی شایستگی‌های ضروری برای بالندگی رهبری در این گروه سنی و ارائه بینش‌های علمی برای طراحی برنامه‌های آموزشی و تربیتی است.روش پژوهش :این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شد. جامعه پژوهش شامل منابع علمی معتبر داخلی و خارجی منتشر شده بین سال‌های 2010 تا 2025 بود. پس از غربالگری نظام‌مند و اعمال معیارهای ورود و خروج، 36 مطالعه انتخاب و با ابزار CASP از نظر کیفیت ارزیابی شدند. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند و یافته‌ها با مشارکت کارشناسان آموزشی پالایش و تأیید گردید.یافته‌ها: شایستگی‌های رهبری در قالب دو مضمون اصلی&amp;amp;laquo;منش رهبری&amp;amp;raquo; و&amp;amp;laquo;میل به دانش و مهارت‌افزایی&amp;amp;raquo; دسته‌بندی شدند. در مجموع، شش شایستگی کلیدی شامل ارزش‌ها و اخلاقیات، ویژگی‌های شخصیتی، رفتار کارآمد، مدیریت کارآمد، توسعه فردی و کسب مهارت‌های سازمانی استخراج شد. این شایستگی‌ها نشان‌دهنده تعامل میان ویژگی‌های فردی، محیط مدرسه و جامعه در فرآیند بالندگی رهبری هستند.بحث و نتیجه‌گیری: بالندگی رهبری، فرآیندی چندبُعدی، تدریجی و زمینه‌مند است که نیازمند رویکردهای یکپارچه آموزشی و تربیتی می‌باشد. یافته‌ها بر ضرورت طراحی برنامه‌های آموزشی ساختارمند، تربیت معلمان توانمند و ایجاد فرهنگ مدرسه‌ای حمایت‌کننده تأکید دارند. نتایج این پژوهش می‌تواند مبنایی برای&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین الگوی ارتقای سلامت اداری-آموزشی در نظام دانشگاهی ایران: نقش محوری رهبری آموزشی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4500.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف این پژوهش، تبیین یک الگوی جامع و بومی برای ارتقای سلامت اداری-آموزشی در دانشگاه‌های ایران با تمرکز بر نقش محوری رهبری آموزشی است.روش‌شناسی پژوهش: پژوهش کیفی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان حوزه امر (اساتید، مدیران، کارشناسان اخلاق حرفه‌ای و منابع انسانی) که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم‌افزار &amp;amp;nbsp;MAXQDA2020 انجام شد.یافته‌ها: از تحلیل داده‌ها، 66 کد باز، 10 مقوله محوری و 4 مقوله انتخابی استخراج گردید که در قالب یک مدل پارادایمی شامل چهار لایه اصلی سازماندهی شد که عبارتند از: لایه هنجارهای ارزشی&amp;amp;nbsp;با مؤلفه‌های (اخلاقی-تربیتی و حمایتی)،&amp;amp;nbsp;لایه سازمانی&amp;amp;nbsp;با مؤلفه‌های (عوامل درون‌سازمانی و برون‌سازمانی)،&amp;amp;nbsp;لایه اقدامات عملی&amp;amp;nbsp;با مؤلفه‌های (ظرفیتی-آموزشی، اجتماعی-فرهنگی و قانونی) و&amp;amp;nbsp;لایه راهبردهای خاص&amp;amp;nbsp;با مؤلفه‌های (فرهنگی-آموزشی، سازمانی-نهادی و قانونی-هنجاری). روایی مقوله‌ها و مؤلفه‌های مدل با شاخص‌های روایی محتوایی (CVR &amp;amp;nbsp;و &amp;amp;nbsp;CVI) و پایایی آن‌ها نیز با روش پایایی بازآزمون مورد تأیید قرار گرفت. شواهد مصاحبه نشان می‌دهد رهبری آموزشی محرک اصلی فعال‌سازی این لایه‌هاست.بحث و نتیجه‌گیری: الگوی پیشنهادی نشان می‌دهد که ارتقای سلامت اداری-آموزشی فرآیندی چندلایه و نظام‌مند است که رهبری آموزشی با ایفای نقش تحول‌آفرین و اخلاق‌محور، می‌تواند در یکپارچه‌سازی این لایه‌ها و ایجاد تغییر پایدار مؤثر باشد. نوآوری این پژوهش در ارائه مدلی بومی و مبتنی بر داده‌های زمینه‌ای است که نقش راهبردی رهبری آموزشی را در پیوند ابعاد ارزشی، ساختاری و عملیاتی سلامت اداری-آموزشی تبیین می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر رهبری اخلاقی و اشتیاق شغلی بر پاسخگویی سازمانی با میانجی آوای سازمانی در دانشگاه محقق اردبیلی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_2001.html</link>
      <description>مقوله پاسخگویی سازمانی به عنوان یکی از موضوعات مطرح در سازمان‌های امروزی، توجهات بسیاری را به خود جلب کرده و واکاوی این مفهوم، نیازمند شناسایی و تحت کنترل در آوردن عوامل درون و برون سازمانی بی‌شماری است. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی (مدل معادلات ساختاری) می باشد، که با هدف بررسی تاثیر رهبری اخلاقی و اشتیاق شغلی بر پاسخگویی سازمانی با میانجی آوای سازمانی در میان کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی صورت گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر را، 713 نفر از اعضای هیئت علمی و غیر هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1401-1400 تشکیل می‌دهند. روش نمونه‌گیری به کار گرفته شده، خوشه‌ای چند مرحله‌ای بوده و با توجه به ناهمگون بودن جامعه آماری از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نیز استفاده گردید. از میان جامعه‌ی آماری پیش گفته، بر اساس جدول مورگان نمونه‌ای به حجم 321 نفر (173 نفر زن و 148 نفر مرد) انتخاب شدند. اطلاعات لازم برای پاسخ به سوال و فرضیه‌های پژوهشی از طریق پرسشنامه‌های کتبی جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده&amp;amp;rlm;ها در دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی و با استفاده از نرم افزار SPSS و lisrel انجام گرفت. نتایج حاصل، بیانگر آن است که میزان تاثیر مستقیم رهبری اخلاقی بر اشتیاق شغلی 32/0، اشتیاق شغلی بر آوای سازمانی 28/0، آوای سازمانی بر پاسخگویی سازمانی 12/0 است. با توجه به تاثیر سبک رهبری و اشتیاق شغلی بر پاسخگویی سازمانی لازم است مدیران سازمان‌ها، سبک رهبری اخلاقی را بکار بسته و زمینه را برای بیان عقاید و اندیشه های کارکنان فراهم آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی مربی‌گری الکترونیکی رهبران آموزشی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4506.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی الگوی مربی&amp;amp;shy;گری الکترونیکی رهبران آموزشی است. این پژوهش از نوع کاربردی و از نظر روش اجرا، آمیخته می&amp;amp;shy;باشد.روش پژوهش: در بخش کیفی پژوهش، جامعه آماری صاحب&amp;amp;shy;نظران حوزه آموزش بودند، که به روش هدفمند نظری انتخاب شدند و سپس با انجام مصاحبه نیمه ساختارمند با 20 نفر از مشارکت کنندگان اطلاعات و داده&amp;amp;shy;ها جمع&amp;amp;shy;آوری و با روش کدگذاری کلایزی تجزیه و تحلیل شدند. در بخش کمی، به منظور اعتبارسنجی الگوی طراحی شده، از پرسشنامه محقق&amp;amp;shy; ساخته مربی&amp;amp;shy;گری الکترونیکی رهبران آموزشی استفاده شد. جامعه آماری این بخش مدیران مدارس شهر کرج در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه براساس معیارهای تعیین حجم نمونه تحلیل عاملی مونت کارلو 300 نفر، تعیین شد. تحلیل داده&amp;amp;shy;ها با بهره&amp;amp;shy;گیری از نرم&amp;amp;shy;افزار Smart PLS، انجام گرفت.یافته&amp;amp;shy;ها: از بخش کیفی 15 بُعد (&amp;amp;laquo;پذیرش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پرسیدن سوالات تأملی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شناسایی نیازها&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تعیین سطح شایستگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مسئولیت&amp;amp;shy;پذیری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هدف&amp;amp;shy;گذاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;برنامه&amp;amp;shy;ریزی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تعیین محتوا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انتخاب فناوری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حفظ امنیت آنلاین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تأمین منابع انسانی ماهر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تأمین بودجه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تعامل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارزیابی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بازخورد&amp;amp;raquo;) برای مربی&amp;amp;shy;گری الکترونیکی، شناسایی شد. یافته&amp;amp;shy;های بخش کمی نیز نشان دادند که مدل طراحی شده از اعتبار مناسبی برخواردار است.نتیجه&amp;amp;shy;گیری: الگوی مربی&amp;amp;shy;گری الکترونیکی رهبران آموزشی مبتنی بر 15 بُعد و 56 شاخص&amp;amp;shy; از اعتبار لازم برخوردار بوده و می&amp;amp;shy;تواند به عنوان چارچوبی کارآمد برای بهبود اثربخشی مربی&amp;amp;shy;گری الکترونیکی رهبران آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا موجب بالندگی آنان شود. براساس نتایج پژوهش، پیشنهاد می&amp;amp;shy;شود مدارس، دانشگاه&amp;amp;shy;ها و تمامی سازمان&amp;amp;shy;های آموزشی از این الگو به عنوان راهنمای عملی برای طراحی و اجرای برنامه&amp;amp;shy;های مربی&amp;amp;shy;گری الکترونیکی بهره بگیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل موثر بر اخلاق تحصیلی در مدرسه : رویکرد کیفی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4285.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی شناسایی عوامل موثر بر اخلاق تحصیلی در مدرسه با استفاده از تحلیل کیفی انجام شده است.روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با استفاده از راهبرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شده است. نمونه‌گیری استفاده شده در این پژوهش، نمونه‌گیری خوشه‌ای و با شیوه نمونه‌گیری هدفمند بود. مبنع اصلی جمع‌آوری اطلاعات، انجام مصاحبه‌های عمیق با خبرگان، مدیران، معلمان و متخصصین حوزه آموزش تا دستیابی به اشباع نظری بوده است. در مجموع 16 مصاحبه انجام شد. نتایج تحلیل داده‌ها در طی سه مرحله، کدگذاری باز، کدگذاری نظری و کدگذاری انتخابی تحلیل شد.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش که پس از انجام مراحل سه گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مدل نهایی پژوهش است. نشان می‌دهد عوامل موثر بر اخلاق تحصیلی در مدرسه با 52 کد و در 9 مقوله سازمان‌دهنده و 3 مقوله اصلی شامل عوامل درون مدرسه ای(منابع انسانی، رهبری آموزشی و برنامه های آموزشی)، عوامل ساختاری(فرهنگ آموزشگاهی، مدیریت آموزشگاهی و فناوری و رسانه‌ها) و عوامل محیطی(عوامل خانوادگی، عوامل فرهنگی و اجتماعی و حمایت روانی و عاطفی) می‌باشد. بحث و نتیجه‌گیری: با کاربست عوامل شناسایی شده می‌توان مهارت‌های اخلاقی را به دانش‌آموزان آموخت تا با استفاده از آن‌ها بتوانند به توسعه تحصیلی و اخلاقی برسند</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل موثر در تدریس نوآورانه اساتید دانشگاه ارومیه براساس مدل تقاضا-منابع شغلی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4501.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: تدریس نوآورانه باتوجه به وضعیت جهان امروز و پیچیدگی های خاص باید به عنوان ابزاری مهم در جهت پرورش و بهبود مهارت حل مسئله مورد توجه واقع شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل موثردرتدریس نوآورانه اساتید دانشگاه ارومیه براساس مدل تقاضا-منابع شغلی انجام گردیده است.روش‌شناسی پژوهش: روش پژوهش توصیفی &amp;amp;ndash; همبستگی از نوع معادلات ساختاری است. 217 نفر از کلیه اساتید&amp;amp;nbsp; دانشگاه ارومیه به عنوان نمونه آماری به وسیله جدول گرجسی-مورگان و بصورت تصادفی نسبی، جهت مطالعه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودکارآمدی معلم شانن موران و هوی (2001)، فرسودگی عاطفی ماسلاخ، جکسون و لیتر (1996)، انگیزه تدریس سوئننس و همکاران (2012)، تعارض تدریس-پژوهش لای، دو و لی (2014) و تدریس نوآورانه کمپ و دی یونگ (2003) بودند.&amp;amp;nbsp; به منظور بررسی روایی سازه تحلیل عاملی تائیدی&amp;amp;nbsp; و برای پایایی ابزار پژوهش نیز از ضریب آلفای کرونباخ&amp;amp;nbsp; بوسیله نرم افزار&amp;amp;nbsp; SPSS26&amp;amp;nbsp; و SmartPls3 استفاده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که، اثر انگیزه تدریس و خودکارآمدی بر تدریس نوآورانه مستقیم، مثبت و اثر فرسودگی عاطفی بر تدریس نوآورانه مستقیم، منفی و معنی دار بود. نقش میانجی&amp;amp;shy;گری فرسودگی عاطفی در رابطه تعارض تدریس-پژوهش و تدریس نوآورانه تایید نشد.. در مقابل نقش میانجی&amp;amp;shy;گری انگیزه تدریس در رابطه تعارض تدریس-پژوهش و تدریس نوآورانه و نقش میانجی&amp;amp;shy;گری انگیزه تدریس و فرسودگی عاطفی در رابطه خودکارآمدی و تدریس نوآورانه تایید شد.بحث و نتیجه‌گیری: به نظر می&amp;amp;shy;رسد برای افزایش بکارگیری تدریس نوآورانه در دانشگاه ها باید خودکارآمدی و انگیزه تدریس اساتید مورد توجه و تقویت قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی با توجه به نقش میانجی بی‌تفاوتی سازمانی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه تهران)</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4502.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی با توجه به نقش میانجی بی‌تفاوتی سازمانی در دانشگاه تهران می‌پردازد.روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه تهران به تعداد 565 نفر است که با استفاده از روش کوکران و نمونه‌گیری تصادفی ساده، 229 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های استاندارد جمع‌آوری شدند. برای متغیر سبک نظارتی رهبران از پرسشنامۀ پرادان و همکاران (2020)، سکوت سازمانی دانایی فرد و پناهی (1389) و بی‌تفاوتی سازمانی واکولا و بورادوس (2005) بهره گرفته شد. برای پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. شایان ذکر است که ضریب پایایی متغیر سبک رهبری نظارتی (72/0)، سکوت سازمانی (75/0) و بی&amp;amp;shy;تفاوتی سازمانی (76/0) بدست آمد.یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی و بی‌تفاوتی سازمانی تأثیرگذار است. همچنین، بی‌تفاوتی سازمانی تأثیر معناداری بر سکوت سازمانی دارد. سرانجام، سبک رهبری نظارتی با توجه به نقش میانجی بی‌تفاوتی سازمانی، تأثیر قابل توجهی بر کاهش سکوت سازمانی دارد.بحث و نتیجه‌گیری: این پژوهش می‌تواند نشان دهد که سبک رهبری نظارتی، که بر کنترل و نظارت بر عملکرد کارکنان تأکید دارد، می‌تواند به سکوت سازمانی منجر شود. نتایج این پژوهش به مدیران سازمان‌های آموزشی کمک می&amp;amp;shy;کند تا با به‌کارگیری سبک‌های رهبری مناسب، زمینه‌های ارتقاء بهره‌وری و کاهش مشکلات سازمانی را فراهم کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الزامات اخلاقی به‌کارگیری هوش مصنوعی در آموزش (یک مطالعه فراترکیب)</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4362.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: کاربرد گسترده هوش مصنوعی در آموزش، چالش‌های اخلاقی فراوانی به دنبال داشته است. شناسایی الزامات اخلاقی به‌کارگیری هوش مصنوعی در آموزش برای مقابله با چنین چالش‌هایی اهمیت چشمگیری دارد.روش‌شناسی پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. بدین منظور از روش هفت مرحله‌ای سندولوسکی و باروسو (2007) استفاده گردید. میدان پژوهش شامل 351 سند علمی بود که پس از واکاوی و بررسی چکیده، محتوا و کیفیت یافته‌ها با کمک ابزار پریزما، 21 مقاله بر اساس ملاک‌های تعیین‌شده، جهت فراترکیب گزینش شدند. به منظور تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) استفاده شده است. روایی توصیفی و تفسیری نیز مورد تایید قرار گرفتند.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که الزامات اخلاقی به‌کارگیری هوش مصنوعی در آموزش شامل الزامات اخلاقی نهادی و الزامات اخلاقی توسعه‌ای است. الزامات اخلاقی نهادی شامل اخلاق فناورانه و اخلاق سیاستگذاری و نظارت (سازمانی) است. الزامات اخلاقی توسعه‌ای نیز شامل اخلاق آموزش و یادگیری (پداگوژیک) و اخلاق انسانی (بشر) است.بحث و نتیجه‌گیری: براساس یافته&amp;amp;shy;های بدست آمده می&amp;amp;shy;توان نتیجه گرفت که برای استقرار هوش مصنوعی در آموزش، ملحوظ کردن ملاحظات مختلف منجمله ملاحظات اخلاقی از اهمیت زیادی برخوردار است ولذا نتایج این مطالعه که ملاحظات اخلاقی را مورد مداقّه قرار داده است می‌تواند مورد توجه سیاست‌گذاران، مدیران آموزشی و معلمان جهت استقرار اخلاقی هوش مصنوعی در آموزش قرار گیرد تا با چالش‌های اخلاقی کاربست این فناوری مقابله شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی توسعه رهبری آموزشی در نظام آموزش عالی ایران (مطالعه موردی : دانشگاه بوعلی سینا)</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4505.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف پژوهش طراحی الگوی توسعه رهبری آموزشی در نظام آموزش عالی ایران&amp;amp;nbsp; (مطالعه موردی&amp;amp;nbsp; دانشگاه بوعلی سینا) می باشدروش‌شناسی پژوهش: روش تحقیق ترکیبی (کیفی- کمی) از نوع اکتشافی است. برای تحلیل داده های کیفی از روش فراترکیب&amp;amp;nbsp; و از روش تحلیل عاملی برای داده های کمی استفاده شده است .با عنایت به اینکه پرسشنامه بر اساس تکنیک دلفی و نظرات خبرگان تهیه شده است بنابراین به خودی خوداز اعتبار و روایی لازم برخوردار است.&amp;amp;nbsp; نتایج پایایی پرسشنامه با استفاده از نرم افزارspss&amp;amp;nbsp; مقدار 0.854را برای آلفای کرونباخ نشان داد که نشان دهنده تایید پایایی پرسشنامه می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در مرحله کیفی ،خبرگان حوزه رهبری آموزشی به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند و در مرحله کمی شامل اعضای هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا مشتمل بر 460 نفر بوده است که نمونه‌گیری در مرحله کمی به‌ تناسب حجم جامعه ، نمونه اماری از دانشکده‌ها&amp;amp;nbsp; به تعداد210نفر انتخاب شدند. &amp;amp;nbsp;یافته‌ها: یافته‌های پژوهش با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی سلسله مراتبی و روابط علت و معلولی ابعاد مدل با استفاده از فن تحلیل مسیر مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته‌اند. یافته&amp;amp;shy;ها نشان داد که مدل بومی توسعه رهبری آموزشی در نظام اموزش عالی ایران باتوجه به نتایج حاصله از برازش مطلوبی برخوردار است که بعنوان مدل بومی&amp;amp;nbsp; توسعه رهبری آموزشی در نظام اموزش عالی ایران می توان از آنها&amp;amp;nbsp; استفاده نمود.بحث و نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه می‌تواند با توجه به مدل بومی توسعه رهبری آموزشی به همراه ابعاد و مولفه های آن مورد توجه رهبران آموزشی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش رویکرد 360 درجه در بهبود صلاحیت حرفه‏ای مدیران مدارس متوسطه منطقه 18 شهر تهران</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_3344.html</link>
      <description>یکی از اقدامات مدیریت هر سازمان تلاش در جهت بهبود عملکرد و افزایش سطح بازده منابع در اختیار می باشد که مهم&amp;amp;lrm;ترین و ارزشمندترین منابع سازمان که امروزه از آن به عنوان سرمایه یاد می&amp;amp;lrm;کنند نیروی انسانی است. امروزه منابع انسانی و توانایی&amp;amp;lrm;های آن به عنوان یک عامل استراتژیک و اثرگذار و یک مزیت رقابتی برای سازمان محسوب می&amp;amp;lrm;گردد و ابـزاری کـه می تواند ما را از استعداد و قابلیت&amp;amp;rlm;های منابع انسانی موجود سازمان آگاه سازد، ارزشیابی عملکرد است. یکی از جدیدترین فنون ارزشیابی عملکرد بازخورد360 درجه می&amp;amp;rlm;باشد، که در این راستا هدف پژوهش حاضر تعیین نقش رویکرد 360 درجه در بهبود صلاحیت حرفه&amp;amp;rlm;ای مدیران می&amp;amp;rlm;باشد. جهت گردآوری داده&amp;amp;rlm;ها از پرسشنامه 360 درجه براون (1990) استفاده شد که روایی آن با نظرات خبرگان و پایایی آن با آلفای کرونباخ، 81/0 به&amp;amp;rlm;دست آمده است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران مدارس متوسطه منطقه 18 شهر تهران بوده است که 32 مدیر شناسایی شدند و به عنوان حجم نمونه تعیین گردیدند. جهت تجزیه و تحلیل داده از آزمون میانگین با نرم&amp;amp;rlm;افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد که از نظر مدیران، آن&amp;amp;rlm;ها دارای صلاحیت مناسبی هستند اما از نظر معلمین، نیروهای تحت سرپرستی و دانش&amp;amp;rlm;آموزان دارای صلاحیت متوسط و ضعیفی می&amp;amp;rlm;باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی کوچینگ مدیران مدارس ابتدایی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4504.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: &amp;amp;nbsp;مدیران مدارس ابتدایی در محیط آموزشی پیچیده با چالش‌های متعددی از جمله مدیریت تغییرات، ارتقای کیفیت تدریس و حمایت از توسعه حرفه‌ای معلمان مواجه هستند. این مطالعه با هدف طراحی الگوی کوچینگ برای مدیران مدارس ابتدایی انجام شد.روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها، آمیخته (کیفی-کمی) بود. در بخش کیفی، با استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با ۱۲ مدیر مدرسه ابتدایی در تهران و ۶ خبره حوزه کوچینگ، داده‌ها گردآوری و با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل کلیه مدیران مدارس ابتدایی شهر تهران بود که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۲۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در این بخش، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته با ۴۹ گویه بر اساس مقیاس لیکرت پنج‌درجه‌ای بود.یافته‌ها: تحلیل داده‌های کیفی منجر به شناسایی ۴۵ مفهوم، ۱۵ مقوله فرعی و ۴ مقوله اصلی شد. نتایج کمی نیز نشان داد که کلیه شاخص‌های برازش مدل در حد مطلوبی قرار دارند (R&amp;amp;sup2; بین ۸۸٫۷٪ تا ۹۲٫۵٪) و فرایند کوچینگ آموزشی به عنوان متغیر میانجی، نقش معناداری در تأثیرگذاری عوامل زمینه‌ای و ساختاری بر پیامدهای کوچینگ دارد.بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که کوچینگ می‌تواند به عنوان چارچوبی عملیاتی برای ارتقای مهارت‌های مدیریتی و رهبری مدیران مدارس ابتدایی عمل کند و نقش مهمی در بهبود کیفیت آموزشی و نتایج یادگیری دانش‌آموزان ایفا نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی سازه‌های رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران با رویکرد فراترکیب</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4507.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: رهبری دیجیتال به عنوان مهارت رهبران برای ایجاد چشم‌اندازی روشن و معنادار برای فرآیند دیجیتالی‌سازی و اجرای استراتژی‌هایی برای تحقق آن توصیف می‌شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازه‌های رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران با رویکرد فراترکیب انجام شد.روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش مبتنی بر پارادایم عمل‌گرایی و با رویکرد استقرایی انجام شده و از طرح پژوهش آشیانه‌ای استفاده شده است. بدین منظور پایگاه‌های معتبر داخلی و خارجی شامل پرتال جامع علوم انسانی، نورمگز، جهاد دانشگاه، ساینس‌دایرکت، اسکوپوس، پروکوئست و امرالد مورد جست‌وجو قرار گرفت. در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ و ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، در مجموع 53 مقاله شناسایی و پس از ارزیابی محتوایی، 50 مقاله به‌صورت هدفمند انتخاب و وارد تحلیل شدند. داده‌ها با روش کیفی فراترکیب و طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردیدیافته‌ها: بر اساس یافته‌ها، 71 مقوله فرعی در قالب ۱۲ مقوله اصلی شناسایی شد که شامل چشم‌انداز دیجیتال و راهبرد تحول، فرهنگ دیجیتال و چابکی سازمانی، تجربه مشتری در اکوسیستم دیجیتال، رهبری دیجیتال، زنجیره تأمین دیجیتال در بیمه، نوآوری و مدل‌های کسب‌وکار دیجیتال، مهارت‌های فناورانه مدیران، امنیت سایبری و حفاظت از داده‌ها، فناوری‌های نوظهور در بیمه دیجیتال، همکاری بین‌المللی و رقابت‌پذیری دیجیتال، مدیریت منابع انسانی در اکوسیستم دیجیتال، و سیاست‌گذاری و تنظیم مقررات دیجیتال است.بحث و نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران مفهومی چندبعدی و نظام‌مند است که بر پایه مجموعه‌ای از مؤلفه‌های راهبردی، فرهنگی، فناورانه و رفتاری استوار است. در این چارچوب، چشم‌انداز دیجیتال و راهبرد تحول به‌عنوان نقطه آغاز فرآیند دیجیتالی شدن سازمان‌های بیمه‌ای عمل می‌کند و جهت‌گیری کلان سازمان را در هماهنگی با اهداف تحول دیجیتال مشخص می‌سازد. این بعد، رهبران را ملزم می‌کند تا بین فناوری‌های نوین و مأموریت‌های اصلی سازمان پیوند برقرار کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ابعاد و مؤلفه های خودراهبری دانش آموزان ابتدایی؛ یک مطالعه آمیخته</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4256.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه&amp;amp;shy;های خودراهبری دانش&amp;amp;shy;آموزان ابتدایی بود.روش‌شناسی پژوهش: روش پژوهش از نوع مطالعات آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) بود که از نظر نوع داده بنیاد در بخش کیفی و در بخش کمی روش توصیفی-پیمایشی است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل متخصصان حوزه آموزش ابتدایی معلمان و مدیران مدارس بودند که از طریق روش نمونه گیری هدفمند تعداد 15 نفر به عنوان مطلعین کلیدی انتخاب شدند. جامعه آماری در مرحله کمی شامل تمامی معلمان، مدیران و معاونین مدارس ابتدایی شهر قم در سال تحصیلی 1403-1404 بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای و تصادفی طبقه ای 320 نفر جهت بررسی انتخاب شدند، داده ها در بخش کیفی از طریق مصاحبه نیمه&amp;amp;shy;ساختار یافته و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. روایی محتوایی (CVR) 88/0 و شاخص روایی محتوایی (CVI) 80/0 برای پرسش نامه پژوهش به دست آمد. مقادیر ضرایب پایایی برای کل پرسشنامه 88/0 که نشان می دهد، ابزار جمع آوری اطلاعات توانایی لازم برای سنجش متغیرهای پژوهش را دارد. به منظور تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل تم که مبتنی بر کدگذاری باز، محوری و انتخابی است، استفاده شد. در بخش کمی مدل&amp;amp;shy;یابی معادلات ساختاری مبنای تجزیه و تحلیل اطلاعات بود.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: براساس نتایج تعداد 46 کدباز (مفاهیم) و 22 کدمحوری، احصاء شد. در بخش کمی نیز مدل خودراهبری دانش آموزان ابتدایی مورد تایید قرار گرفت.بحث و نتیجه‌گیری: &amp;amp;nbsp;نتایج این پژوهش می‌تواند حرکت از معنای سنتی آموزش و فعالیت‌های یاددهی یادگیری را به درک جدید آن، یعنی یادگیری خودراهبر تسهیل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی با کارتیمی و عملکرد شغلی کارکنان دانشگاه</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_2185.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی با کار تیمی و عملکرد شغلی کارکنان دانشگاه ارومیه بود. اجامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه ارومیه به تعداد 480 نفر (323 نفر مرد و 117 نفر زن) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی و بر اساس جدول مورگان تعداد 270 نفر (187مرد و 83 زن) بعنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از سه پرسش‌نامه‌ استاندارد، عملکرد شغلی پاترسون (2008)، پرسشنامه کار تیمی بر پایه مدل لنچیونی (2004) و فرهنگ سازمانی دنیسون (2000) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها مورد تأیید استاد راهنما قرار گرفت. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از آزمون کرونباخ 87/0 برای پرسشنامه کارتیمی، 80/0 برای پرسشنامه فرهنگ سازمانی و 78/0 برای پرسشنامه عملکرد شغلی محاسبه شدند. برای تجزیه و تحلیل داده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد ، واریانس و درصد) و در آمار استنباطی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته‌ها نشان داد که فرهنگ سازمانی و کار تیمی از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند اما عملکرد شغلی از وضعیت مطلوبی برخوردار است. همچنین بین فرهنگ سازمانی با کار تیمی و عملکرد شغلی کارکنان دانشگاه ارومیه رابطه معنی‌داری وجود دارد. و مؤلفه‌های مشارکت و انعطاف پذیری فرهنگ سازمانی قدرت پیش بینی کار تیمی دارد و مولفه انعطافپذیری فرهنگ سازمانی نیز قدرت پیش بینی عملکرد شغلی کارکنان دانشگاه ارومیه را دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تببین رابطه بین موانع زیرساختی، فنی و تجهیزاتی با استفاده درست و بهینه از شبکه اجتماعی دانش آموزان(شاد) از دیدگاه مدیران مدارس شهرستان دورود</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_2272.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف آگاهی از رابطه بین موانع زیرساختی، فنی و تجهیزاتی با استفاده درست و بهینه از شبکه اجتماعی دانش آموزان (شاد) از دیدگاه مدیران مدارس شهرستان دورود به روش توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش شامل116 نفر از مدیران مدارس شهرستان دورود است که به دلیل محدویت جامعه آماری از روش سرشماری استفاده شد و همه اعضاء جامعه آماری مورد مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری داده های مورد نیاز پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. پایایی پرسشنامه بر اساس فرمول ضریب آلفای کرونباخ 82/. برآورد گردید. برای تحلیل داده های گردآوری شده در بخش آمار توصیفی از فراوانی، درصد و میانگین و در بخش آمار استنباطی نیز از ضریب همبستگی پیرسون و کلموگروف اسمیرنف برای تعیین نرمال بودن داده ها استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نرم افزار آماری SPSS26 مورد استفاده قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد که از دیدگاه مدیران مدارس شهرستان دورود بین موانع زیرساختی (545/0)، موانع فنی(489/0) و تجهیزانی(551/0) با استفاده درست و بهینه از شبکه اجتماعی دانش آموزان(شاد) رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تجربه زیسته آموزشیاران، سوادآموزان و متخصصان درباره برنامه‌های نهضت سوادآموزی با تاکید بر فرصت‌ها و چالش‌ها</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_2357.html</link>
      <description>هدف پژوهش بررسی  وضعیت فعالیت‌های نهضت سوادآموزی و چالش‌های حاکم بر آن و دستیبایی به راهکارها با تکیه بر تجارب‌زیسته آموزشیاران، سوادآموزان و متخصصین تعلیم‌و‌تریبت بود . روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی می‌باشد. مصاحبه‌شوندگان، شامل همه آموزشیاران، سوادآموزان و متخصصان شهر اردبیل در سال ‌تحصیلی 1401-1402 بودند. برای انتخاب شرکت‌کنندگان؛ 18 آموزشیار، 17 سوادآموز و 16 متخصص، از شیوه نمونه‌گیری هدفمند و تا حد اشباع استفاده شد. داده‌ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته  جمع‌آوری گردید. برای تعیین روایی و پایایی مصاحبه‌ها تکنیک تثلیث، تکنیک کنترل اعضاء، تکنیک کسب اطلاعات دقیق موازی و خودبازبینی محققان استفاده شد. در بخش یافته‌ها، ابتدا در مصاحبه‌ با آموزشیارن، اکثریت بر وجود چالش‌ها باور داشتند و برای غلبه بر چالش‌ها، راهکارهایی ارائه دادند. درگام بعدی در مصاحبه با سوادآموزان، همچون آموزشیاران بر وجود مشکلات اساسی در فعالیت‌های نهضت سوادآموزی تاکید، و جهت غلبه بر چالش‌ها راهکارهایی ارائه گردید. در پایان، با متخصصان درباره چگونگی حمایت دولت از برنامه‌های سوادآموزی، نوع محتوای تدریس شده، شیوه اجرای مطلوب برنامه‌های نهضت سوادآموزی و پیشنهادات برای غلبه بر چالش‌ها مصاحبه‌ای انجام شد. در نتیجه، برای بهبود فعالیت‌های نهضت سوادآموزی، راه‌حل‌های مختلفی بدست آمد که برخی از آنها شامل؛ تامین مالی و تضمین شغلی آموزشیاران، بالا بردن ارزش اجتماعی فعالیت‌های نهضت سوادآموزی و فرهنگ‌سازی آن، تهیه و تدوین محتوای جدید متناسب با نیاز‌ها و سطح درک سوادآموزان، اختصاص فضای آموزشی مناسب، در نظر گرفتن مشوق مالی برای سوادآموز، آموزش مهارت کاربردی، حمایت رسانه‌ها و ارائه مدرک معتبر بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تجربه زیسته از علل ترک تحصیل دانش آموزان مناطق حاشیه نشین اردبیل</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_3074.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته ترک تحصیل دانش آموزان متوسطه دوم در مناطق حاشیه نشین شهرستان اردبیل انجام ‌شده است. این مطالعه کیفی با مشارکت و همراهی 18 نفر از دانش آموزان ترک تحصیل کرده پسر در بازه زمانی1396-1401 در شهر اردبیل با روش نمونه‌گیری هدفمند و مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت و جهت تجزیه‌وتحلیل اطلاعات به‌دست‌آمده از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده‌شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که دلایل ترک تحصیل دانش آموزان متوسطه دوم عبارت‌اند از: عوامل فردی (موانع جسمی، روانی و شخصیتی/ نگرش منفی به ادامه تحصیل) و عوامل محیطی (اقتصاد و معیشت/ کارکرد معیوب خانواده/ محیط آموزشی ناکارآمد/ محیط زندگی نامناسب/ آسیب های دوران تحصیل). نتایج پژوهش نشان داد؛ ویژگی‌ها و عواملی که موجب ترک تحصیل دانش آموزان متوسطه دوم مناطق حاشیه نشین اردبیل شده اند؛ مجموعه‌ای از عوامل فردی و محیطی است، لذا پیشنهاد می شود نظام آموزشی کشور نسبت به رفع موانع و اجرای راه حل های وصول شده از این پژوهش اقدام نماید تا در زمینه جلوگیری از ترک تحصیل این دانش آموزان موثر واقع گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مولفه های شایستگی مدیران با تاکید بر هوش هیجانی: رویکرد کیفی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_3372.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های شایستگی مدیران با تاکید بر هوش هیجانی با استفاده از رویکرد کیفی فراترکیب  انجام شده است. پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش سنتز پژوهی با رویکرد هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه تحقیقات و مطالعات فارسی و انگلیسی چاپ شده در حوزه توسعه فردی در بین سالهای 1385 تا 1402 می باشد. در این راستا، کلید واژه های مرتبط با هدف پژوهش مورد جستجو قرار گرفت و مقالات و اسناد بدست آمده با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به معیارهای پذیرش مورد بررسی قرار گرفتند که در نهایت 22 مقاله که از معیارهای ورود به مطالعه برخوردار بودند با استفاده از روش کد گذاری سه مرحله ای (باز، محوری، انتخابی) ازطریق نرم‌افزار MaxQDA 2020 تجزیه و تحلیل شدند. براساس نتایج تحلیل داده ها برای جمع‌آوری داده‌ها 88 کد باز شناسایی شد که در 3 مقوله اصلی و 10 مقوله فرعی دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که مولفه های فردی، سازمانی و محیطی الگوی شایستگی مدیران بر مبنای هوش هیجانی را تشکیل می دهد.  بنابراین باید در انتخاب مدیران برای سازمان بیمه باید به شایستگی های فردی، سازمانی و محیطی مدیران توجه ویژه ای کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش واسطه ای هوش هیجانی و خودکارآمدی معلمان در رابطه بین رهبری نوآورانه و عملکرد شغلی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_3656.html</link>
      <description>با توجه به اینکه معلمان به عنوان مهم‌ترین و مؤثرترین عامل شناخته شده در مدرسه هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه‌ای هوش هیجانی و خودکارآمدی معلمان در رابطه بین رهبری نوآورانه و عملکرد شغلی در میان معلمان مقطع ابتدایی شهر اردبیل انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی شهر اردبیل به تعداد 3920 نفر بود که از این تعداد 349 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای برای جمع آوری داده‌ها انتخاب شدند. برای جمع آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های استاندارد هوش هیجانی، خودکارآمدی معلمان، رهبری نوآورانه و عملکرد شغلی استفاده شد. همچنین برای تحلیل یافته‌ها از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که بین متغیرهای هوش هیجانی، خودکارآمدی معلمان، رهبری نوآورانه و عملکرد شغلی همبستگی معنادار در جهت مثبت وجود دارد. همچنین مدل‌یابی معادلات ساختاری متغیر‌های پژوهش نیز بیانگر این بود که مدل علی هوش هیجانی و خودکارآمدی معلمان با رهبری نوآورانه و عملکرد شغلی از برازش مناسب برخوردار است. استفاده از سبک رهبری نوآور که همراه با ایجاد استراتژی‌های متناسب در مدرسه باشد، در صورت اجرای موفقیت‌آمیز آن به ارتقای کارآمدی معلمان کمک شایانی می‌کند که در نتیجه منجر به افزایش عملکرد شغلی و ایجاد مزیت رقابتی در بین معلمان می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه ایدئولوژی‌های برنامه درسی، نگرش به علم و باورهای معرفتی با شایستگی حرفه‌ای معلمان ابتدایی شهر کرمانشاه</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_3665.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ایدئولوژی‌های برنامه درسی، نگرش به علم و باورهای معرفتی بر شایستگی حرفه‌ای معلمان ابتدایی شهر کرمانشاه بود.
روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد910 بودند. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده و تعداد 270 نفر به عنوان حجم نمونه و با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبتی انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات مورد از پرسشنامه استفاده شد. برای تایید پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که هر چهار پرسشنامه بیشتر از 7/0 برآورد شد.  برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل معادلات ساختاری با نرم‌افزار PLS استفاده شد. 
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که ایدئولوژی‌های برنامه درسی مختلف، تأثیر متفاوتی بر شایستگی حرفه‌ای معلمان ابتدایی دارند. بر اساس یافته‌ها، ایدئولوژی کارایی اجتماعی با شایستگی حرفه‌ای معلمان رابطه منفی معناداری دارد، در حالی که ایدئولوژی یادگیرنده ‌محور با شایستگی حرفه‌ای آن‌ها رابطه مثبت معناداری دارد. همچنین، ایدئولوژی‌های بازسازی اجتماعی و ایدئولوژی دانش‌پژوهان آکادمیک رابطه معناداری با شایستگی حرفه‌ای معلمان نشان ندادند. نتایج نشانگر آن بود که باورهای معرفتی و نگرش به ماهیت علم با شایستگی حرفه‌ای معلمان رابطه مثبت معناداری دارند. 
بحث و نتیجه‌گیری: می‌توان چنین نتیجه گرفت که شایستگی حرفه‌ای معلمان وابسته به عوامل مختلفی است که از جمله این عوامل می‌توان به ایدئولوژی‌های برنامه درسی، باورهای معرفتی و نگرش به ماهیت علم اشاره کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و مقایسه عملکرد حرفه ای دانش آموختگان دوره کارشناسی دانشگاه فرهنگیان با مهارت آموزان ذیل ماده 28 اساسنامه دانشگاه بر اساس ارزشیابی مبتنی بر شواهد در رشته تربیت بدنی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_3779.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تفاوت در عملکرد حرفه‌ای دانش‌آموختگان تربیت معلم و مهارت‌آموزان دیگر مسیرهای تربیتی یکی از چالش‌های نظام آموزشی است. این پژوهش با هدف شناسایی و مقایسه عملکرد حرفه‌ای دانش‌آموختگان دوره کارشناسی دانشگاه فرهنگیان و مهارت‌آموزان ماده 28 در رشته تربیت بدنی، بر اساس ارزیابی مبتنی بر شواهد انجام شد.روش پژوهش: پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی و کمی) انجام شد. در بخش کیفی، با استفاده از نظریه داده بنیاد، داده‌ها از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران، اساتید و معلمان تربیت بدنی جمع‌آوری و تحلیل شدند. در بخش کمی، جامعه آماری شامل 284 نفر از مدیران، معلمان و دانش‌آموزان بود. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه‌ای مبتنی بر نتایج بخش کیفی بود. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS و LISREL و آزمون‌های تحلیل عاملی تأییدی و تی مستقل انجام شد.یافته‌ها: تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 105 کد منحصر به فرد در زمینه توانمندسازی دبیران تربیت بدنی شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که 91 گویه در 9 عامل اصلی گروه‌بندی شدند: شاخص‌های رفتاری-شناختی، آموزشی، توسعه حرفه‌ای، اخلاق حرفه‌ای، مدیریتی، فناوری، تدریس، شخصیتی و پژوهشی. آزمون‌های آماری (KMO=0.902، &amp;amp;chi;&amp;amp;sup2;=12801.55، p&amp;amp;lt;0.01) روایی و همبستگی بالای گویه‌ها را تأیید کردند و آزمون تی مستقل تفاوت‌های معناداری بین گروه‌ها نشان داد (p&amp;amp;lt;0.01). نتیجه‌گیری: توانمندسازی معلمان تربیت بدنی در ایران تحت تأثیر شاخص‌های رفتاری-شناختی، آموزشی، توسعه حرفه‌ای و اخلاقی است. این یافته‌ها می‌تواند به‌عنوان مبنای طراحی برنامه‌های آموزشی و حرفه‌ای برای ارتقاء توانمندسازی معلمان تربیت بدنی در ایران و بهبود عملکرد حرفه‌ای آن‌ها استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل موثر بر کاهش خشونت فیزیکی و کلامی دانش‌آموزان در ساعات تربیت‌بدنی مدارس</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_3800.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: خشونت فیزیکی و کلامی در میان دانش‌آموزان یکی از مسائل پیچیده و چندوجهی نظام‌های آموزشی محسوب می‌شود که می‌تواند تأثیرات مخربی بر فرایند یادگیری، سلامت روانی و جسمی دانش‌آموزان و همچنین تعاملات اجتماعی آن‌ها برجای بگذارد. هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر کاهش خشونت فیزیکی و کلامی دانش آموزان در ساعات تربیت‌بدنی مدارس بود. روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش در سال 1403 اجرا شد و از رویکرد گلیزر استفاده کرد تا به ترکیب داده‌های متنوع برسد. جامعه پژوهش شامل مدیران مدارس، معلمان تربیت‌بدنی، اعضای هیئت-علمی گروه روانشناسی ورزشی، اعضای هیئت‌علمی در گروه مدیریت‌ورزشی، دانش‌آموزان و والدین بودند که به‌طور هدفمند انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها، 19 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام گرفت. به‌منظور اعتبارسنجی نتایج، قابلیت اعتماد از طریق کدنویسی با همکاری متخصصان بررسی شد و درصد توافق بین کدگذاران 75% به دست آمد. مراحل کدگذاری در نرم افزار مکس‌کیو‌دی‌ای نسخه 2020انجام شد. در نهایت، مدل مفهومی از تحلیل‌های کیفی استخراج شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که بعد از کدگذاری مرحله به مرحله با توجه به روش گلیزر، تعداد 77 کد اولیه به دست آمد؛ که در سه مقوله کلی؛ ابعاد درونی، ابعاد محیطی و آموزش و فرهنگسازی و در 7 مفهوم عوامل فردی، عوامل خانوادگی، نقش مدارس، نقش معلمان تربیت‌بدنی، نقش گروه همسالان، ابعاد آموزشی و ابعاد تربیتی قرار گرفتند. بحث و نتیجه‌گیری: فرهنگ‌سازی در زمینه احترام به قوانین، آموزش مهارت‌های ارتباطی و مدیریت خشم از طریق برنامه‌های آموزشی، اثرات قابل‌توجهی در کاهش خشونت دانش آموزان در ساعات تربیت بدنی مدارس دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی داستان های مثنوی معنوی مولوی بر عزت نفس و بهزیستی روانشناختی دانش آموزان</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_3802.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی داستان‌های مثنوی معنوی مولوی بر عزت نفس و بهزیستی روان‌شناختی دانش‌آموزان بود. روش پژوهش حاضر آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیة دانش آموزان پسر دورة متوسطة اول شهر اردبیل که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند، است. 40 دانش آموز به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل  جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل، پرسش‌نامة عزت نفس  (RSES) و بهزیستی روانشناختی(PWB) بود. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که  داستان‌های مثنوی معنوی بر عزت نفس و بهزیستی روان‌شناختی دانش‌آموزان مؤثّر بوده است. لذا می‌توان از داستان‌های مثنوی معنوی در راستای افزایش عزت نفس، بهزیستی روان‌شناختی و بهبود عملکرد دانش‌آموزان استفاده کرد. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که  داستان‌های مثنوی معنوی بر عزت نفس و بهزیستی روان‌شناختی دانش‌آموزان مؤثّر بوده است. لذا می‌توان از د داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که  داستان‌های مثنوی معنوی بر عزت نفس و بهزیستی روان‌شناختی دانش‌آموزان مؤثّر بوده است. لذا می‌توان از داستان‌های مثنوی معنوی در راستای افزایش عزت نفس، بهزیستی روان‌شناختی و بهبود عملکرد دانش‌آموزان استفاده کرد.استان‌های مثنوی معنوی در راستای افزایش عزت نفس، بهزیستی روان‌شناختی و بهبود عملکرد دانش‌آموزان استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی عوامل موثر بر رهبری دیجیتال در صنعت ورزش: رویکرد فرا ترکیب</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_3803.html</link>
      <description>هدف از انجام این پژوهش ارائه الگوی عوامل موثر بر رهبری دیجیتال در صنعت ورزش با استفاده از رویکرد کیفی فراترکیب می‌باشد.
این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب با رویکرد هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه آماری،61 پژوهش منتشرشده (مقاله، پایان نامه، رساله) در پایگاه‌های اطلاعاتی علمی معتبر داخلی و خارجی بود که بر اساس کلید واژه‌ رهبری دیجیتال به‌منظور دستیابی به نمونه‌ ی نظری که اشباع نظری را موجب گردد، بررسی و مطالعه شده اند. برای جست‌وجوی کلید واژه‌ها محدوده زمانی 1390 الی 1403 در نظر گرفته شد. در زمینه نمونه‌گیری، 33 مطالعه مرتبط با استفاده از رویکرد هدفمند انتخاب شد. برای بررسی روایی پژوهش جهت تعیین روایی از روایی توصیفی که دربرگیرنده‌ی تمامی گزارش های تحقیقات مرتبط با موضوع و شناسایی و توصیف اطلاعات هر کدام از گزارش های موجود در مطالعه توسط متخصصین تحقیق کیفی و خبرگان تایید شد و همچنین جهت پایایی کدگذاری ها با استفاده از ضریب توافق کاپا با مقدار 85/0 استفاده شده است. شیوه انجام این پژوهش فراترکیب است.  
 براساس نتایج تحلیل داده ها برای جمع‌آوری داده‌ها 102 کد باز شناسایی شد که در 17 زیر مقوله و 3 مقوله اصلی عوامل فردی، عوامل سازمانی و عوامل محیطی دسته بندی شدند.
نتایج نشان داد که وجود رهبری دیجیتال در صنعت ورزش کشور باعث بهبود فرایند سازگاری و پاسخگویی به تحولات عصر دیجیتال درصنعت ورزش کشور خواهد شد و پیامدهای درون سازمانی و برون سازمانی خوبی در پی خواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مولفه‌های فرهنگ یادگیری در مدارس با رویکرد کیفی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_3953.html</link>
      <description>فرهنگ یادگیری در قرن بیست یکم به عنوان یک حلقه گمشده در سازمان‌های آموزشی می‌باشد که توجه چندانی به این متغیر مهم سازمانی در بعد آموزشی نشده است؛ لذا هدف این پژوهش  شناسایی مولفه‌های فرهنگ یادگیری در مدارس از دیدگاه صاحب‌نظران بود.  پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و با رویکرد کیفی انجام شده است. گروه هدف پژوهش حاضر نیز صاحب‌نظران و متخصّصان حوزه فرهنگ یادگیری بود، که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند 17 نفر از از معلمان نمونه، مدیران نمونه، سرگروه‌های آموزشی و اساتید دانشگاه به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و با استفاده از مصاحبه نیمه-ساختاریافته‌ به مدت یک الی یک و نیم ساعت داده‌های پژوهش از آن‌ها جمع‌آوری گردید و جهت تحلیل داده‌ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. مجموع کدهای آزاد استخراج شده از محتوای مصاحبه‌ها  136کد بود که در 22 کد محوری طبقه‌بندی و در نهایت مولفه‌های فرهنگ یادگیری در مدارس در7 کد گزینشی شامل: رفتار آموزشی دانش آموز، معلم، محیط یادگیری، تعاملات و ارتباطات موثر، محیط یادگیری، محتوا، نظام ارزشیابی و سیستم انگیزشی دسته‌بندی شدند.  نتایج  بیانگر آن است که استقرار فرهنگ یادگیری در مدارس منوط به تحقق عوامل و مولفه‌های مورد مطالعه می‌باشد. و مسئولان آموزش و پرورش با نهادینه کردن  فرهنگ یادگیری در مدارس گامی در جهت توسعه فرهنگ یادگیری در مدارس بردارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چندسطحی تأثیر جریان‌های سیاسی بر سیاست‌های آموزشی در ایران: از اسناد بالادستی تا آرای نخبگان</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4136.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی عمیق تأثیر گرایش‌های سیاسی دولت‌های جمهوری اسلامی ایران بر سیاست‌گذاری در حوزه آموزش و پرورش انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، از یک طرح پژوهشی ترکیبی چندمرحله‌ای (کیفی-کیفی-کیفی-کمی) بهره گرفته شده که شامل تحلیل اسنادی مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزش و پرورش، سنتزپژوهی نظام‌مند پژوهش‌های داخلی چهار دهه گذشته، تحلیل محتوای کیفی دیدگاه‌های متخصصان و در نهایت اعتبارسنجی کمی یافته‌ها با تکنیک دلفی است. این رویکرد جامع، امکان کشف لایه‌های پنهان و ابعاد پیچیده این تأثیرگذاری را از مجرای بررسی اسناد، پیشینه پژوهشی و نظرات خبرگان فراهم می‌آورد.
یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که تغییر دولت‎ها با گرایش‌های سیاسی مختلف، به صورت مستقیم و غیرمستقیم، محتوای سیاست‌ها، جهت‌گیری‌های کلان، تخصیص منابع و اولویت‌های اجرایی در نظام آموزش و پرورش را دستخوش تحول کرده است. این تأثیرات در ابعادی همچون برنامه‌های درسی، مدیریت منابع انسانی، بودجه‌ریزی و روابط خارجی آموزش و پرورش تجلی یافته که در مرحله کمّی و از طریق نظر سنجی از صاحب‌نظران، اعتبار و میزان اهمیت هر یک از این ابعاد مورد تأیید و رتبه‌بندی نهایی قرار گرفته است. خروجی این پژوهش ارائه مدلی بومی برای درک پویایی‌های سیاسی مؤثر بر آموزش و پرورش ایران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تدریس تحول آفرین بر ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی در دانش آموزان دارای افت تحصیلی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4257.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر تدریس تحول آفرین بر ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی دانش‏ آموزان ‏دارای افت تحصیلی انجام شد.
روش شناسی پژوهش: روش تحقیق حاضر نیمه آزمایشی بود. از بین دانش‏آموزان ‏پسر متوسطه دوره دوم پارس آباد 40 نفر با روش تصادفی با اندازه گیری مکرر انتخاب شدند و در گروه تدریس تحول آفرین (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. در مرحله اول برای غربالگری، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد و بعد از مشخص شدن دانش‏آموزان ‏دارای افت تحصیلی، در مرحله دوم از روش تصادفی با اندازه گیری مکرر استفاده شد. برای گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه نیازهای بنیادین روانشناختی لاگاردیا و همکاران (2000) استفاده شد. ابتدا روش تدریس تحول آفرین با استفاده از پروتکل های آموزشی به گروه آزمایش آموزش داده شد. پس از انجام مداخلات مربوط به روش تدریس تحول آفرین، پرسشنامه استاندارد به طور مجدد توزیع شد و بعد از جمع آوری پرسشنامه ها، داده ها با نرم افزار SPSS و با آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. 
یافته‌ها: یافته های تحقیق نشان داد که تدریس تحول آفرین بر ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی در دانش‏آموزان ‏دارای افت تحصیلی تاثیر معنی داری دارد (01/0&amp;amp;gt; p). 
نتیجه‌گیری: بنابراین و باتوجه به نتایج حاصل از این پژوهش و پژوهش های مشابه می توان گفت که روش تدریس تحول آفرین باعث بهبود شاخصهای ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی می‏شود و ضرورت ایجاب می کند که در نظام آموزشی کشور به این موضوع توجه ویژه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی ارتقای مسئولیت‌پذیری اجتماعی معلمان ابتدایی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4409.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: امروزه نهادهای آموزش ‌و پرورش ابزارهای مهم تحقق اهداف و مقاصد اجتماعی به شمار می‌روند. این پژوهش باهدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی ارتقای مسئولیت‌پذیری اجتماعی معلمان دوره ابتدایی، انجام شد.
روش شناسی پژوهش: روش پژوهش در بخش کیفی استفاده از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری بخش کیفی طبق اصل اشباع تعداد 12 نفر از متخصصین با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند قضاوتی و مصاحبه نیمه ساختاریافته؛ و در بخش کمی معلمان و مدیران دوره ابتدایی به روش تصادفی طبقه‌ای بود. تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل مضمون براون و کلارک و در بخش کمی مدل یابی معادلات ساختاری به روش حداقل مجذورات جزئی انجام شد.
یافته ها: نتایج مرحله کیفی بدست آوردن الگوی مفهومی اولیه شامل 9 بُعد بود. در مرحله کمی بر اساس الگوی اولیه، پرسشنامه‌ای استاندارد طراحی شد و پس از اعتبارسنجی، در نمونه بزرگ‌تری از معلمان و مدیران ابتدایی توزیع شد. مقدار شاخص برازش کلی در پژوهش حاضر 30917/0 به دست آمد که نشان می‌دهد در نمونه موردبررسی دارای برازش متوسطی است.
بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که الگوی بدست آمده در فرآیند توسعه و ارتقای مسئولیت‌پذیری اجتماعی معلمان مؤثر می باشد و قابل اجرای عملی در نظام آموزش و پرورش است و می‌تواند راهنمایی موثر برای سیاست‌گذاران آموزشی و مدیران مدارس درجهت توسعه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی الکترونیک (e-HRM) بر اثربخشی آموزشی: مطالعه موردی دانشگاه پیام‌نور اردبیل</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4449.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش مدیریت منابع انسانی الکترونیک (e-HRM) بر اثربخشی آموزشی دانشگاه پیام‌نور استان اردبیل انجام گردیده است.
روش‌شناسی پژوهش: این مطالعه از نوع کاربردی و به روش توصیفی – تحلیلی و پیمایشی صورت گرفت. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیئت‌علمی، مدیران، کارکنان و دانشجویان دانشگاه پیام‌نور اردبیل می باشد که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی و بر اساس فرمول کوکران، ۳۸۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه گردآوری و با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای SPSS و Excel تحلیل شد. برای تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های همبستگی، تحلیل رگرسیون، آزمون T  تک‌ نمونه‌ای و آزمون فریدمن استفاده گردید.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد شاخص سازمانی با میانگین 19/2 ازنظر کارشناسان دارای وضعیت نامطلوب‌تری نسبت به بقیه شاخص‌ها می‌باشد و دراین‌بین شاخص فناورانه با میانگین 73/2 دارای وضعیت مطلوبی می‌باشد؛ بنابراین می‌توان ادعا نمود که شاخص فناورانه بیشترین اهمیت را از دیدگاه پاسخگویان دارا بوده است. 
بحث و نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که مؤلفه‌های فناورانه، سازمانی، رفتاری و محیطی تأثیر معناداری بر پذیرش و اثربخشی مدیریت منابع انسانی الکترونیک دارند و در این میان، عامل فناورانه بیشترین اثرگذاری را بر آن دارد. در پایان، بر اساس یافته‌ها، پیشنهادهای کاربردی و تحقیقاتی به مدیران سازمان و پژوهشگران آینده ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی صلاحیت حرفه‌ای دانش‌آموختگان دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه مدیران مدارس</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4510.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی صلاحیت‌های حرفه‌ای دانش‌آموختگان دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان شرقی از دیدگاه مدیران مدارس انجام شد.
روش‌شناسی پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کمی و بر اساس طرح توصیفی- پیمایشی انجام شد ابزار پژوهش، پرسشنامه ۴۸ گویه‌ای «صلاحیت حرفه‌ای دانش‌آموختگان دانشگاه فرهنگیان» (Ghasemzadeh Alishahi, Samadi, Hosseinizad Eskandar, 2025)  بود که روایی محتوایی این ابزار با نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. جامعه آماری شامل دانش‌آموختگان دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی ۱۴۰۴- ۱۴۰۳ بود که بر اساس جدول مورگان و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، ۳۳۷ نفر انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون t تک‌نمونه‌ای و آزمون رتبه‌بندی فریدمن تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج آزمون t تک‌نمونه‌ای نشان داد میانگین تمامی ابعاد صلاحیت حرفه‌ای دانش‌آموختگان دانشگاه فرهنگیان بالاتر از حد متوسط نظری (۳) و در سطح مطلوب قرار دارد (۰۵/۰p&amp;amp;lt;). همچنین نتایج آزمون فریدمن حاکی از تفاوت معنادار میان ابعاد بود (۶۰۷/۳۹۵, χ²= ۰۵/۰p&amp;amp;lt;)؛ به‌طوری‌که «صلاحیت فرهنگی– اجتماعی» با میانگین رتبه 22/4 در جایگاه نخست و «صلاحیت نوآورانه– فناورانه» با میانگین رتبه 25/2 در پایین‌ترین رتبه قرار گرفت. میانگین سایر مؤلفه‌ها عبارت بود از: «صلاحیت پژوهشی- توسعه‌ای» ۵۰/۲، «صلاحیت آموزشی- پرورشی» ۹۰/۳، «صلاحیت سازمانی- نهادی» ۰۱/۴ و «صلاحیت درونی- ارزشی» ۱۲/۴.»
بحث و نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه می‌تواند مورد توجه سیاست‌گذاران نظام تربیت‌معلم قرار گیرد و رهبران آموزشی را ترغیب کند تا از طریق تقویت صلاحیت حرفه‌ای، زمینه توسعه متوازن تمامی ابعاد صلاحیت حرفه‌ای را فراهم سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل مؤثر برآموزش مبتنی بردانش‌بنیان در پارک‌های علم و فناوری</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4513.html</link>
      <description>امروزه شرکت‌های دانش‌بنیان، موتور محرک اقتصاد دانش‌بنیان هستند. بسیاری از این شرکت‌های دانش‌بنیان در یک مجموعه تحت عنوان پارک علم و فناوری فعالیت می‌کنند؛ و از خدمات زیرساختی، خدمات مشاوره‌ای، حمایت‌های مالی آن برخوردارند. پارک علم و فناوری سازمانی است که به‌وسیله متخصصین حرفه‌ای مدیریت می‌شود و هدف ا صلی آن افزایش ثروت در جامعه به‌منظور توسعه عدالت از طریق توسعه فرهنگ نوآوری، افزایش توان رقابتی میان شرکت‌های حاضر در پارک و موسسه‌های متکی بر علم و دانش است. پارک علم و فناوری ساختاری حمایتی است که از طریق کمک به ایجاد و رشد شرکت‌های فناوری، به رشد و توسعه علم و فناوری و ایجاد ثروت بر پایه دانش کمک نموده و از طریق ارائه خدمات باارزش افزوده باﻻ، تأمین فضاﻫﺎی کاری و تسهیل ارتباط با دانشگاه زمینه توسعه کسب‌وکار شرکت‌ها را فراﻫﻢ می‌کند. هدف از این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر آموزش مبتنی بر دانش‌بنیان در پارک‌های علم و فناوری است؛ با استفاده از روش فراترکیب، این تحقیق با شناسایی 49 مقاله باکیفیت در بازه زمانی سال 2004 تا 2021 و 1388 تا 1400 انجام گرفت. پس از استخراج مفاهیم و موضوعات برای بررسی عوامل مؤثر بر آموزش مبتنی بر دانش‌بنیان در پارک علم و فناوری با 4 عوامل؛ چارچوب گذاران دانش‌بنیان شامل (دولت، سیاست‌گذار)، نوآوران دانش‌بنیان شامل (شرکت‌های نوپا، شرکت‌های کوچک و متوسط و شرکت‌های زایشی)، ارائه‌دهندگان دانش‌بنیان شامل (دانشگاه، شرکت‌های دانش‌بنیان، مراکز تحقیقاتی)، تقاضاکنندگان دانش‌بنیان شامل (صنعت و بخش عمومی)، شناسایی شدند؛ و با توجه به یافته تحقیق در آخر پیشنهادهای کاربردی ارائه گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی روابط ساختاری رهبری اخلاقی و اثربخشی سازمانی با در سایه نشاط سازمانی</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4520.html</link>
      <description>در دنیای پیچیده و پویا‌ی امروزی که سازمان‌ها با تغییرات سریع محیطی، فشارهای اجتماعی و انتظارات اخلاقی فزاینده روبه‌رو هستند، نیاز به رهبری اخلاقی بیش‌ازپیش احساس می‌شود.رهبری اخلاقی به‌عنوان یکی از سبک‌های نوین رهبری، در پی آن است که با گسترش اخلاقیات، عدالت سازمانی و ایجاد اعتماد متقابل، کارکنان را به انجام رفتارهای مطلوب و اخلاقی سوق دهد و از این طریق عملکرد و بهره‌وری سازمان را افزایش دهد. یافته‌های تحقیق حاضر نشان داد که رهبران اخلاقی در سازمان‌های آموزشی، به‌ویژه مدارس ابتدایی، با ایجاد فضای حمایتی، احترام متقابل و انگیزش درونی، می‌توانند سطح نشاط سازمانی معلمان را به میزان قابل‌توجهی بالا ببرند.نشاط سازمانی، که یکی از مؤلفه‌های مهم سلامت روانی و رفاه شغلی کارکنان محسوب می‌شود، در این پژوهش به‌عنوان متغیر میانجی میان رهبری اخلاقی و اثربخشی سازمانی عمل کرده است. به بیان دیگر، زمانی که مدیران مدارس رفتارهای اخلاقی از خود نشان می‌دهند، با افزایش احساس تعلق، اعتماد، انگیزه و رضایت شغلی در بین کارکنان، سطح نشاط سازمانی ارتقا می‌یابد و همین امر به‌طور غیرمستقیم باعث افزایش اثربخشی سازمانی می‌شود.نتایج تحلیل داده‌ها در نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS حاکی از تأیید تمامی فرضیه‌های پژوهش بود.  علاوه بر این، نقش میانجی نشاط سازمانی در رابطه میان رهبری اخلاقی و اثربخشی سازمانی نیز مورد تأیید قرار گرفت.بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که برای افزایش بهره‌وری و تحقق اهداف آموزشی، سازمان‌های آموزشی باید به پرورش رهبرانی اخلاق‌مدار بپردازند که توانایی ایجاد انگیزه، نشاط و تعهد در کارکنان را دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر استرس تحصیلی بر فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با نقش میانجی حمایت اجتماعی و فرهنگ مدرسه</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4528.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر استرس تحصیلی بر فرسودگی تحصیلی دانش‌آموزان دوره اول متوسطه با درنظر گرفتن نقش میانجی حمایت اجتماعی و فرهنگ مدرسه است. این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه اول ناحیه یک شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بود که از میان آن‌ها ۳۶۵ نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های استرس تحصیلی گادزلا (1994)، فرسودگی تحصیلی سالما-آرو و نا آتانن (2005)، حمایت اجتماعی واکس و همکاران (1986) و فرهنگ مدرسه گرونرت (2005) بود. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که استرس تحصیلی به‌طور مستقیم تأثیر مثبت و معناداری بر فرسودگی تحصیلی دارد. همچنین، نقش میانجی حمایت اجتماعی و فرهنگ مدرسه در تضعیف رابطه‌ی بین استرس و فرسودگی تأیید شد. شاخص‌های برازش مدل نشان‌دهنده برازش مطلوب بودند. بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که تقویت حمایت اجتماعی و ارتقاء فرهنگ مدرسه می‌تواند راهکاری مؤثر برای کاهش فرسودگی تحصیلی ناشی از استرس تحصیلی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی موانع ارتقای زنان به پست های مدیریتی در آموزش و پرورش شهرستان ارومیه</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4558.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، شناسایی موانع ارتقای زنان به پست‌های مدیریتی در آموزش و پرورش شهرستان ارومیه می‌باشد. این پژوهش، یک پژوهش کیفی با طرح پدیدارشناسی بود. برای این منظور، 20 نفر از مدیران و کارمندان زن اداره آموزش و پرورش شهرستان ارومیه با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند ملاک‌محور و بر اساس اصل اشباع نظری، به‌عنوان نمونه انتخاب شدند و داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با این افراد گردآوری شد. متن مصاحبه‌ها پس از مکتوب‌سازی و با رویکرد دیکلمن و روش تحلیل مضمون در نرم‌افزار MAXQDA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج گویای آن است که تجارب زیسته آن‌ها از موانع ارتقای زنان به پست‌های مدیریتی در 4 تم و 5 مقوله استخراج گردید. تم‌ها شامل: 1) بازدارنده‌های فرهنگی و اجتماعی، 2) بازدارنده‌های شخصی، 3) بازدارنده‌های سازمانی و 4) تبعیض جنسیتی بود. همچنین، مقوله‌ها شامل: 1)  نداشتن اعتماد به توانایی و ویژگی‌های زنان، 2) فقدان حمایت‌های خانوادگی، 3) باورهای غلط، 4) اولویت نداشتن مسائل بانوان در امور جاری مملکت و 5) ساختار حکومتی مردانه می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل بلوغ دانشگاه در عصر فناوری‌های نوین</title>
      <link>https://ael.uma.ac.ir/article_4577.html</link>
      <description>Introduction and purpose: This study aimed to identify the dimensions and components of university maturity in the era of emerging technologies and to develop a localized model for assessing the maturity level of Iranian universities. As digital technologies increasingly shape higher education, a clear framework was needed to understand the current status and support effective planning.
Methodology: The research used a qualitative design with an interpretive phenomenological approach. Participants included 19 faculty members from public universities in Iran selected through purposive sampling. Data were collected via semi-structured interviews and analyzed using interpretive thematic analysis with open, axial, and selective coding. Trustworthiness was ensured through Guba and Lincoln’s criteria.
Findings: The analysis yielded 70 initial codes, 10 components, and four main dimensions of university maturity: structural (technological infrastructure and data governance), process (technological leadership and technological learning), cultural (technology acceptance and an innovation-oriented culture), and outcome (educational, organizational, and innovation-related impacts).
Discussion and Conclusion: The proposed model offers a practical framework for assessing current university maturity and guiding digital transformation strategies. Strengthening digital infrastructure, improving data governance, enhancing technological leadership, and promoting continuous learning are essential for achieving maturity in the technological era.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
